بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
83
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
مىكنند . پرندگان هوا بالاى دايره مدتى پرواز مىنمايند سپس به درون دايره مىافتند و نمىتوانند از آن خارج شوند آنگاه مرد كاهن داخل دايره شده و از مرغان آنچه مىخواهد بدست مىآورد و باقى را آزاد مىسازد و همچنين هنگامى كه گلهاى از مرغان را به روى زمين در حال چرا مشاهده كند در اطراف آنها به فاصلهء زياد خطى دايرهوار به روى زمين مىكشد ، چون مرغان قادر به خروج از دايره و فرار نمىباشند ، به درون دايره رفته به مقدارى كه حاجت اوست از آن مرغان به دست مىآورد . [ داستان شمارهء ] : 59 كسى كه اين طبقه از ساحران و جادوگران را در شهر صندابور ديده است حكايت مىكرد كه روزى جادوگرى از شهر به جانب خليج كوچكى روان شد و پارهء چوبى در دست داشت كه به آن ورد و افسون مىخواند چون به لب آب خليج رسيد چوب را در آب پرتاب كرد ، چوب به روى آب حركت كرد تا به نقطهاى رسيد و در آنجا بىحركت ايستاد ، در حال جادوگر به قايقى نشسته به طرف چوب روانه شد . بلافاصله تمساحى در آن نقطه پديدار گشت و به دست جادوگر كشته شد . مىگويند در خليج صندابور تمساحهاى عظيم الجثه بسيارند و در داخل شهر به مردم آزارى نمىرسانند اما همين كه شخص از شهر خارج شود و به آب خليج دست بزند بلادرنگ طعمهء تمساح خواهد شد . مردم سريره مىگويند كه آنها طلسم تمساح همراه دارند .